علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره

عــــلـــیـرضــــا، عزیزدل مامان و بابا

گریه های علیرضا

1392/9/12 0:00
نویسنده : مامان و بابا
253 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

اولش یه کم گریه کرد محلش نگذاشتیم ( چون می دونستیم گریش الکیه)

 

یه مقدار فکر کرد که باید چیکار کنه

 

تهدید کرد که باز گریه می کنه

 

و فوری تصمیمش رو عملی کرد و گریه اش رو شروع کرد

 

حالا گریه نکن کی گریه کن...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (4)

خاله مضضی
12 آذر 92 15:39
الهی فدات شم خاله مظلوموم! چی به سرت آوردن که اینجوری گریه میکنی؟ بیا پیش خودم ...اینا همشون بدن
خاله زهرا
13 آذر 92 12:47
سلام دست کوچولو پا کوچولوی خاله. چقدر تو هم ظریفی....! چهره ی معصومتو میبینمو دلم برای دوستم پر میکشه... دلم براش یه ذره شده. انشاالله همیشه تو و پدر و مادرت زیر سایه ی امام زمان (عج) سلامت باشید.
عمه کوچیکه
19 آذر 92 19:36
اذیتش نکین دلش می خواد دستم بهتون نرسه بغلش کنین چکارش دارین باید همش مثل این عکسه باشین
ماهک شب
13 دی 92 23:56
خداوندا تو زیباترین نگارنده ای بر استانه عظمت تو سر به سجده میگذارم خدا جونم هواییی کوچولویما رو بد جوری داشته باش خدا جونممممممممم